فكري كرد و گفت: «من به اين مرغ بيچاره غذاي كمي ميدهم و او برايم روزي يك تخم ميگذارد. حتماً اگر غذايش را دو برابر كنم، روزي دو تخم ميگذارد. اينطوري پول بيشتري به دست ميآورم و اوضاع زندگيام بهتر ميشود.»
پيرزن با اين فكر غذاي مرغ را دو برابر كرد. مرغ هر روز چاق و چاقتر شد و كارش به جايي رسيد كه ديگر نتوانست حتّي همان يك تخم را بگذارد.
داستانهاي ازوپ
مترجم: فاطمه سادات ميرامامي
نظرات شما عزیزان:
داریوش 
ساعت15:25---7 بهمن 1392
سلام دوست عزیز,جالب بود موفق باشی.gif) پاسخ:سلام دادشی مرسی همچنین به وبلاگت سر میزنم دوستت دارم خوشحال شدم
:: برچسبها:
امروز دوشنبه 7 بهمن 1392,
|